معنی شریف فارسی
6 بازدید
[ شَ فِ ] (اِخ) محمد شریف پسر خواجه عبدالصمد شیرین قلم و معاصر اکبرشاه هندی از گویندگان و نقاشان نامی بود. رباعی زیر ازوست: عشقی دارم که دین و ایمان من است دردی دارم که میر سامان من است گر عشق جدا شود ز من می میرم گوید که شریف خازن جان من است. (از فرهنگ سخنوران) (قاموس الاعلام ترکی). رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.
کلمات همقافیه با «شریف فارسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر