معنی شریفآباد
5 بازدید
[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران. سکنهٔ آن ۴۷۷ تن است. آب آن از قنات و روخانهٔ جاجرود است. محصول آنجا غلات و صیفی و میوه و چغندر می باشد. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران. آب آن از قنات تأمین می شود. سکنه آن ۱۳۱ تن است. محصول آنجا غلات و صیفی و چغندرقند. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان قمرود بخش مرکزی شهرستان قم. محصول آنجا غلات و یونجه و صیفی است. سکنهٔ آن ۱۰۰ تن و آب آن از فاضلاب رود قم است تأمین می شود. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ مرکزی بخش شهرستان قزوین. سکنهٔ آن ۸۷۰ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و بنشن و چغندرقند و هندوانه. صنایع دستی زنان: گلیم و جاجیم بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). نام جایی کنار جادهٔ تهران و قزوین در ۱۲۶۳۰ گزی تهران میان حصار و بیدستان. هندوانهٔ دیم آنجا بخوبی معروف و در حلاوت و عطر و نازکی پوست بی نظیر است. (یادداشت مؤلف).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش جعفرآباد شهرستان ساوه. محصول آنجا غلات و بنشن و چغندرقند. سکنهٔ آن ۱۷۶ تن است. آب آن از قنات است. صنایع دستی زنان گلیم و جاجیم بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان. سکنهٔ آن ۱۱۸ تن است. آب آن از رودخانه ابهررود و قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و انگور و سایر میوه ها. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان قهاب رستاق بخش صیدآباد شهرستان دامغان. محصول آنجا غلات و پنبه و پسته و بادام و انگور و حبوب. سکنهٔ آن ۳۰۰ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. راه آن ماشین رو است. صنایع دستی زنان کرباس بافی. مزرعهٔ جنت آباد و حیدرآباد جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش میامی شهرستان شاهرود. سکنهٔ آن ۱۴۲ تن است. آب آن از قنات است. محصول آنجا غلات و لبنیات. راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ شهرستان ملایر. محصول آنجا غلات و انگور دیم. سکنهٔ آن ۴۰۳ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. صنایع دستی زنان، قالیبافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان سلگی شهرستان نهاوند. سکنهٔ آن ۳۶۰ تن و آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و توتون و حبوب و لبنیات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان ساردل بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج. سکنهٔ آن ۳۵۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات و لبنیات و توتون می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان سیلتان شهرستان بیجار. سکنهٔ آن ۲۷۵ تن است. محصول آنجا غلات و لبنیات و مختصر انگور و آب آن از چشمه و رودخانهٔ قزل اوزن تأمین می شود. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان چمچال بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان. سکنهٔ آن ۱۲۰ تن است. محصول آنجا غلات و توتون و لبنیات و پشم و عسل و آب آن از رودخانهٔ گاماسیاب تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار. سکنهٔ آن ۱۶۵ تن است. آب آن از چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات و لبنیات. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان خاور بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنهٔ آن ۳۶۰ تن است. آب آن از سراب داریار احمد تأمین می شود. محصول آنجا توتون و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان میربیگ بخش دلفان شهرستان خرم آباد. آب آن از چشمه تأمین می شود. سکنهٔ آن ۲۱۰ تن است. محصول آنجا غلات و لبنیات و پشم. ساکنان از طایفهٔ شاه عبداللهی هستند و زمستان به قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل. سکنهٔ آن ۱۱۰۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. محصول آنجا غلات و لبنیات و پنبه. صنایع دستی زنان قالیچه و گلیم و کرباس بافی. راه آنجا فرعی و ساکنان آن از طایفهٔ ناروئی و براهویی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان بخش پشت آب شهرستان زابل. سکنهٔ آن ۴۳۷ تن است. آب آن از رودخانهٔ هیرمند تأمین می شود. محصول آنجا غلات. صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. سکنهٔ آن ۲۱۴ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۷۶۹ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و بنشن و چغندر و میوه. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان پیوه ژن بخش فریمان شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۶۳۴ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و بنشن و راه آن اتومبیل رو است. راه شوسهٔ سابق تهران مشهد از این ده عبور می کرده. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان زاوهٔ بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه. سکنهٔ آن ۲۱۵ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و پنبه. صنایع دستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش اردکان شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۱۴۳۱ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا پسته و غلات و کنجد. راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان پیشکوه بخش تفت شهرستان یزد. سکنهٔ آن ۶۲۱ تن. آب آن از قنات است. محصول آنجا غلات. صنایع دستی زنان کرباس بافی است. راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش کوهپایهٔ شهرستان اصفهان. سکنهٔ آن ۱۱۲ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ شَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۲۴۳ تن است. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و صیفی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «شریفآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر