معنی شریطة
6 بازدید
[ شَ طَ ] (ع مص) شریطه. لازم گرفتن چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شرط در لازم گرفتن چیزی و اجرای آن در بیع و مانند آن. (از اقرب الموارد). || (اِ) شرطنامهٔ خرید و فروخت. (مهذب الاسماء). || شرط و پیمان. ج، شَرائط. (منتهی الارب) (از آنندراج). || (ص) شتر شکافته گوش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِ) بندی که جامه بر آن افکنند. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف). رژه. (یادداشت مؤلف). || گوسپندی که در گلوی آن نشان اندک و خفیف کنند، مانند نشان حجامت و رگ گردن آن را نبرند و خون نریزند... و این رسم جاهلیت است و فی الحدیث: لاتَأکلوا لشریطة. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || مشروطة. (اقرب الموارد). رجوع به مشروطة شود.
کلمات همقافیه با «شریطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر