معنی شریحة
6 بازدید
[ شَ حَ ] (ع اِ) پارهٔ گوشت. (منتهی الارب). پارهٔ گوشت بدرازابریده. (از مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). شریح. شرحه. (یادداشت مؤلف). پاره ای از گوشت، مانند شرحة. (از اقرب الموارد). رجوع به شریح شود. || کمان که از دو چوب مختلف کرده باشند. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «شریحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر