معنی شریجة
5 بازدید
[ شَ جَ ] (ع اِ) باردانی که از چوب خرما و جز آن سازند جهت بار خربزه و مانند آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کمانی که از چوب شریج سازند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کمانی که از نی سازند. (غیاث اللغات). || کابک کبوتران که از نی ساخته باشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). آشیانهٔ کبوتران که از نی سازند. (از اقرب الموارد). || پاره ای از هر چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || قطعه ای از پی که پر تیر را بدان محکم بندند. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || جلد کتاب. ج، شَرائج. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شریجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر