معنی شریب

معنی شریب

7 بازدید
[ شَ ] (ع ص، اِ) آب قابل آشامیدن. (ناظم الاطباء). آب که آشامیدن را شاید. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || آبی که نه شور باشد و نه خوش. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). رجوع به شَروب شود. || آبکش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || کسی که به شخص آب دهد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || آبخور شخص؛ یعنی کسی که ستور وی با ستور شخص به یک نوبت آب خورند و آن فعیل به معنی فاعل است همچون ندیم به معنی نادم. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || هم شراب. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف). هم پیاله. (یادداشت مؤلف).
[ شِ رْ ری ] (ع ص) نیک شراب خوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). می خواره. (مهذب الاسماء). کثیرالشرب. (اقرب الموارد). || آزمند شراب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
[ شَ ] (اِخ) نام شهری. (ناظم الاطباء). شهری است میان مکه و بحرین. (منتهی الارب) (آنندراج) (از معجم البلدان). رجوع به معجم البلدان شود.
[ شُ رَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «شریب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید