معنی شروین
7 بازدید
[ شَ رْ ] (اِخ) نام قلعهٔ شروان. (ناظم الاطباء) (دهار) (فرهنگ جهانگیری) (غیاث اللغات). در برهان و فرهنگ شعوری گفته نام قلعهٔ شیروان است بلی تحقیق آن است که نام انوشیروان دادگر بوده و شهر شروان را به نام خود بنا نموده و طایفهٔ سلاطین شیروان نیز از اولاد او بوده اند. (از انجمن آرا) (آنندراج). اما این وجه تسمیه بی اساس است.[ شَ رْ ] (اِخ) جبال شروین در اطراف تبرستان در نزدیکی دیلم و گیلان واقع شده، این کوهها، کوههای صعب الوصول و غیر قابل مرور می باشند و در آنجا کوهی بلندتر و پردرخت تر از این کوهها یافت نشود. (از معجم البلدان): نوگشته کهن شود علی حال ور نیست مگر که کوه شروین.ناصرخسرو.[ شَ رْ ] (اِخ) از سرداران معاصر شاپوربن شاپور ذوالاکتاف ساسانی، که مدتی حکومت روم داشت. حمداللََّه مستوفی گوید: «شروین و خوین معاصر او [ معاصر شاپور ] بودند پادشاه روم را در حالت رحلت پسری کوچک بود پیش شاپور فرستاد که کس را بفرست تا ملک مضبوط دارد و چون پسرم بزرگ شود بدو سپارد. شاپور شروین را فرستاد تا بر ملک روم حاکم شد چون پسر قیصر به حد مردی رسید شروین ملک بدو سپرد. او شروین را اجازهٔ مراجعت نداد و در روم نگهداشت. شروین تا عهد بهرام گور در روم بماند. نام شروین در اشعار پهلوی بسیار است و کتابی است در عشق نامه او را شروینیان خوانند». (تاریخ گزیده چ لیدن ص ۱۱۰).[ شَ رْ ] (اِخ) نام انوشیروان دادگر بوده و شهر شروان را به نام خود بنا نموده و طایفهٔ سلاطین شروان نیز از اولاد او بوده اند و شروین مخفف انوشیروان است. (انجمن آرا) (آنندراج). اما این وجه تسمیه اساس ندارد.[ شَ رْ ] (اِخ) نام یکی از فرزندزادگان ملک کیوس برادر انوشیروان هم هست. (برهان).[ شَ رْ ] (اِخ) نام یکی از سپهبدان و حکام تبرستان بوده که آن طایفه را ملک الجبال می گفته اند و بعد از او پسرش شهریار که پدر ملوک باوندیه بوده به پادشاهی مازندران رسید. (انجمن آرا) (آنندراج). شروین بن رستم بن سرخاب بن قارن بن شهریاربن شروین بن سرخاب بن مهر مردان بن سهراب بن باوبن شاپوربن کیوس بن قباد یازدهمین از سپهبدان طبرستان. (یادداشت مؤلف). خاقانی در اشاره به اسپهبد طبرستان گوید: ضامن ارزاق من اوست مبادا که من منت شروین برم وانده شروان او.خاقانی.[ شَ رْ ] (اِخ) ابن سرخاب بن مهر مردان بن سهراب بن باوبن شاپوربن کیوس، هفتمین از اسپهبدان طبرستان است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شروین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر