معنی شروه
7 بازدید
[ شَ رْ وِ ] (اِ) (اصطلاح موسیقی) نوعی از خوانندگی که شهری نیز گویند. (ناظم الاطباء) (برهان) (انجمن آرا) (از آنندراج). - شروه خوان؛ آنکه به آهنگ شروه خواند: از زبان دانیش در طرف چمن افکنده شور بلبلان پهلوی گو قمریان شروه خوان. ظهوری (از بهار عجم).[ شَ رْ وِ ] (اِخ) نام پهلوانی ارمنی نژاد. (ناظم الاطباء) (برهان) (از شرفنامهٔ منیری): ز گردان ارمن یکی تند شیر به کشتن قویدل به مردی دلیر ز شیران سبق برده شروه به نام به هنگام جنگ آزمایی تمام.نظامی.
کلمات همقافیه با «شروه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر