معنی شرو
8 بازدید
[ شَ رْوْ / شِ رْوْ ] (ع اِ) شهد. (منتهی الارب). شهد و عسل. (ناظم الاطباء). عسل. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر