معنی شرهمند
8 بازدید
[ شَ رَهْ مَ ] (ص مرکب) آزمند. حریص. شره ناک. (یادداشت مؤلف). رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شرهمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر