معنی شرهان
8 بازدید
[ شَ ] (ع ص) آزمند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شَرِه. آزمند و حریص. (ناظم الاطباء). رجوع به شره شود.
کلمات همقافیه با «شرهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر