معنی شرنبث
7 بازدید
[ شَ رَمْ بَ ] (ع ص، اِ) سطبر و درشت کف دست و پای. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). سطبرانگشت. (مهذب الاسماء). || شیر بیشه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از آنندراج).[ شَ رَمْ بَ ] (اِخ) یکی از نادانان و نابخردان معروف عرب است که در حماقت بدو مثل زنند: «هو احمق من شرنبث». از حماقتهای او یکی بود که پولی در فلاتی در زیر خاک پنهان کرد و سایهٔ ابر را که استثناءً در آن هنگام آنجا افتاده بود نشان گذاشت ولی وقتی برای جستجوی مال برگشت سایه را ندید و پول را از دست داد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شرنبث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بث» برای سرودن شعر