معنی شرم‌زد

معنی شرم‌زد

7 بازدید
[ شَ زَ ] (ن مف مرکب) مخفف شرم زده. خجل. شرمگین. شرمنده. شرم زده. (یادداشت مؤلف): سبک شرم زد سوی چاکر دوید برهنه بر اندام او درمخید.ابوشکور بلخی. بمانی شرم زد در پیش داور نیابی هیچگونه پشت و یاور. (ویس و رامین). شرم زدم چون ننشینم خجل سنگ دلم چون نشوم تنگدل.نظامی. شرم زد گشته دل رمیده شده بر سر خاک آرمیده شده.نظامی. رجوع به شرم زده شود.

کلمات هم‌قافیه با «شرم‌زد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید