معنی شرمآلوده
7 بازدید
[ شَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) شرمگین. شرم آلود. شرمگن. شرمنده روی : از حجاب حسن شرم آلودهٔ لیلی هنوز بید مجنون سر به پیش انداختن بار آورد. صائب تبریزی (از آنندراج). رجوع به شرم آلود شود.
کلمات همقافیه با «شرمآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر