معنی شرفی
6 بازدید
[ شَ رَ ] (ص نسبی) منسوب است به شرف که جایی است در مصر. (از انساب سمعانی). || منسوب است به شرف که مکانی است در اندلس. (از انساب سمعانی).[ شَ رَ ] (اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن محمد شرفی. خطیب قرطبه منسوب به شرف که موضعی است به اشبیلیة. (از منتهی الارب).[ شَ رَ ] (اِخ) سعیدبن سیدقرشی، منسوب به شرف در مصر، محدث است. (منتهی الارب).[ شَ رَ ] (اِخ) عتیق بن احمد.... منسوب به شرف در مصر، محدث است. (از منتهی الارب).[ شَ رَ ] (اِخ) علی بن ابراهیم ضریر فقیه. منسوب است به شرف (در مصر). (منتهی الارب).[ شَ رَ ] (اِخ) یاقوت بن عبداللََّه... موصلی. کاتب است و منسوب به شرف که موضعی است به اشبیلیة. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شرفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر