معنی شرفخانه

معنی شرفخانه

7 بازدید
[ شَ رَ نَ / نِ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای پنجگانهٔ شبستر، در جنوب باختری بخش واقع و از شمال به میشوداغ (میشاب) از جنوب به بخش دهخوارقان و از خاور به دهستان خامنه و از باختر به شهرستان شاهپور محدود است. قراء دهستان قسمتی در ساحل دریاچهٔ ارومیه و ۶ آبادی آن در جزیرهٔ شاهی است و خط آهن و شوسهٔ تبریز و جلفا از این دهستان عبور می کند. از ۱۹ آبادی کوچک و بزرگ تشکیل شده و در حدود ۱۲۶۱۰ تن جمعیت دارد و دیه های مهم آن: کافی الملک، هریس، تیل، مشنق، کوزه کنان، کشک، گمیچی می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ شَ رَ نَ / نِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان شرفخانهٔ بخش شبستر شهرستان تبریز. واقع در ۱۸ کیلومتری باختری بخش است. سکنهٔ آن ۱۴۳۶ تن و آب آن از چشمه و رودخانه های محلی تأمین می شود. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب و بادام و زردآلو است. این قصبه در ساحل خاوری دریاچهٔ رضائیه واقع و دارای اسکله برای راه آهن و کشتی رانی و مدرسه و شعبهٔ پست و تلگراف و ژاندارمری و مرکز بهداشت می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «شرفخانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید