معنی شرف‌الدین مظفر

معنی شرف‌الدین مظفر

6 بازدید
[ شَ رَ فُدْ دی نِ مُ ظَفْ فَ ] (اِخ) ابن منصوربن حاجی. از خواف خراسان. از پادشاهان آل مظفر متوفای ۷۱۳ هـ . ق. اتابک یوسف شاه بن علاءالدین او را تربیت کرد و میبد و ندوشن و بخشی از قهستان یزد را بدو واگذار نمود. شرف الدین معاصر و مورد توجه غازان خان و الجایتو و امیری کاردان و لایق و نیکوکار بود. در آبادی ملک و آسایش مردم کوشید. (از تاریخ گزیده چ لیدن صص ۶۱۶-۶۲۰). رجوع به همان صفحات و نیز ص ۶۷۰ همان مأخذ و حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۷۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «شرف‌الدین مظفر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید