معنی شرعی
7 بازدید
[ شَ عی ی / شَ ] (ص نسبی) منسوب به شرع. (یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء). آنچه به شرع نسبت داده شود. (از اقرب الموارد): امور شرعی سرکار فیض آثار متعلق و مختص عالیجاه صدر خاصه است. (تذکرةالملوک ص ۲). مجملاً عزل و نصب مباشرین موقوفات... اگر شرعی باشد هیچیک از حکام شرع و صدور را مدخلیتی در آن نیست. (تذکرةالملوک ص ۳). || مشروع و حلال و موافق شرع. (ناظم الاطباء). مطابق احکام شرع. موافق دین. (فرهنگ فارسی معین). آنچه موافق شرع است. (از اقرب الموارد). || راست. || شلوار تنگ. (ناظم الاطباء).[ شِ عی ی ] (ع اِ) زه کمان. (آنندراج) (ناظم الاطباء). به معنی های شِرعَة. (منتهی الارب). رجوع به شرعة شود. || مثل و مانند. (ناظم الاطباء). مانند چیزی. ج، شَرع، و شِرع، شِرِع. جج، شِراع. (آنندراج). رجوع به شَرع و شرعة شود.
کلمات همقافیه با «شرعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر