معنی شرعه
7 بازدید
[ شِ عَ ] (ع اِ) آبشخور. آبشخوار: شرعهٔ ممالک او از شوائب کدورت صافی شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۵). از شرعهٔ لطفت و صحیفهٔ کرمت به شربتی آب حیات و فصلی از باب نجات بهره مند شوم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۸۸). شرعهٔ شریعت از غبار بدعت نگاهداشتی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۸).
کلمات همقافیه با «شرعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر