معنی شرعة
7 بازدید
[ شِ / شُ عَ ] (ع اِ) راه پیداکردهٔ خدای بر بندگان در بندگی و راه روشن و راست. و منه قوله تعالی : {/B «لِکُلٍّ جَعَلْنََا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهََاجاً» ۲۸-۳۳۵:۴۸/}(قرآن ۵/۴۸). (از منتهی الارب). راه. شریعت. شریعه. راه دین. (مهذب الاسماء). راه مسلمانی. (دهار). نهادِ دین. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۶۱). || زه. وتر. || زه کمان. (مهذب الاسماء). رودهٔ کمان. چلّهٔ کمان. (غیاث اللغات). || رود که بزنند. (مهذب الاسماء). || دام مرغ سنگخوار. || مثل و مانند چیزی. (منتهی الارب). یقال: هذه شرعة هذه؛ این مانند این است. (از ناظم الاطباء). ج، شِرَع. جج، شِراع.[ شَ رَ عَ ] (ع اِ) صفهٔ مسقّف و پوشیده. ج، اشراع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کشتی. || رواق و پیش طاق. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شرعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر