معنی شرخان
[ شَ ] (ع اِ) تثنیهٔ شرخ. هر دو کرانهٔ سوفار. (منتهی الارب). گشادگی میان پالان اشتر بود. (مهذب الاسماء). رجوع به شرخ شود.
کلمات همقافیه با «شرخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر