معنی شرث
8 بازدید
[ شَ رَ ] (ع اِمص) سطبری پشت دست و کفیدگی آن. یقال: شرثت یده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ شَ ] (ع ص، اِ) کفش کهنه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِمص) ناهمواری و ناراستی تیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): شرث السهم لم یُسَوَّ فی بریة. (اقرب الموارد).[ شَ رِ ] (ع ص) تیغ تیز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شمشیر تیز و تند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شرث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رث» برای سرودن شعر