معنی شرتی
7 بازدید
[ شِ ] (ص نسبی) گاه به صورت صفت و به معنی شلخته و زنی (یا ندرتاً مردی) که بی احتیاط و ناپرواست و به کارهای زندگی نمی رسد استعمال می شود و گاه بصورت قید برای بیان کیفیت کارها (خاصه جارو کردن و تمیز کردن اطاق و خانه) به کار می رود: امروز چون کار داشتم به جاروی حسابی اطاق نرسیدم و فقط شرتی زدم. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). رجوع به شرت شود.
کلمات همقافیه با «شرتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر