معنی شرباشرن
7 بازدید
[ شَ شَ رَ ] (ترکی، اِ مرکب) آغازکنندهٔ شر. مباشر شر. که شر انگیزد. که تواند شر آغازد. || مقدمةالجیش و هر اول فوج که اول بر مخالف آویزد و جنگ اندازد و این لفظ ترکی است. (آنندراج) (بهار عجم). پیش جنگ. (فرهنگ نظام): آغاز ملاقات بتان کن به هوس شرباشرن مصاحبت حرص و هواست. سعید اشرف. از پی جنگ چو چشمش صف مژگان بندد فتنه شرباشرن و فوج نگاهش طرح است. میر صیدی.
کلمات همقافیه با «شرباشرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر