معنی شرانلو
7 بازدید
[ شِ ] (اِخ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه. سکنهٔ آن ۲۲۴ تن و آب آن از رودخانه و چاه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، پنبه، کشمش و بادام است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «شرانلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر