معنی شراحی
6 بازدید
[ شُ ] (از ع، ص نسبی، اِ) نوعی از کباب و نوعی از طعام باشد که با هم در فرن پزند. (برهان) (آنندراج). نوعی از طعام و کباب که با هم مخلوط پزند و از اشعار بسحاق معلوم میشود که آن را در سطل که ظرفی است مخصوص مینهادند چه در همه جا سطل شراحی گفته است. (فرهنگ لغات دیوان بسحاق اطعمه ص ۱۷۹). قسمی از کباب که شرحه شرحه کرده باشند: سطلکی چند شراحی به موقع باشد که بچینیم در این خوان ز یمین و ز یسار. بسحاق (دیوان اطعمه). چندان بنشین تا بپزد دیگ شراحی کان لحظه به دل میرسد از دوست پیامی. بسحاق (دیوان اطعمه).[ شَ ] (ص نسبی) نسبت به شراح که نام آبا اجدادی است. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «شراحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر