معنی شراب انداختن
[ شَ اَ تَ ] (مص مرکب) شراب ساختن. (غیاث اللغات) (از آنندراج): گر نیندازد ستم بر نوبهار خود کمند در خزان هرکس که نتواند شراب انداختن. صائب.
کلمات همقافیه با «شراب انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر