معنی واژه شرابخواری
5 بازدید
[ شَ خوا / خا ] (حامص مرکب) باده پرستی. می پرستی. (ناظم الاطباء): سر در عشرت و شرابخواری و خلوتها ساختن فروبرد و به کام شهوت راندن مشغول شد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۴۲). ماهی دو سه در نشاطکاری کردند به هم شرابخواری.نظامی.