معنی شذوذ
5 بازدید
[ شُ ] (ع مص) تنها و نادر و غریب شدن. (از منتهی الارب). ندرت. نادر شدن. کمی، مقابل اطراد. کم یابی. دیریابی. دشواریابی. (یادداشت مؤلف). عزت. اندک یافت شدن. (لغت سید شریف جرجانی). || پراکنده و یک یک گردیدن. (منتهی الارب). پراکنده شدن. || تنها و غریب کردن. لازم و متعدی است. (از منتهی الارب). || تنها شدن. (لغت سید شریف جرجانی). تنها ماندن. (مهذب الاسماء). رجوع به شذ شود.
کلمات همقافیه با «شذوذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وذ» برای سرودن شعر