معنی شذو
7 بازدید
[ شَ ذْوْ ] (ع اِ) مشک یا بوی مشک یا رنگ آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ شَ ذْوْ ] (ع مص) اذیت دادن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مشک اندود کردن. (از منتهی الارب). خود را با مشک خوشبوی کردن. (از اقرب الموارد). || دانستن خبر را پس فهمانیدن آن را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شذو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذو» برای سرودن شعر