معنی شذب

معنی شذب

6 بازدید
[ شَ ذَ ] (ع اِ) پاره های درخت. || پوست درخت. || بند آب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بقیهٔ گیاه. (منتهی الارب). بقیهٔ گیاه خورده و جز آن. (از اقرب الموارد). || رختِ خانه از قماش و جز آن. (منتهی الارب). متاع خانه از قماش و جز آن. (از اقرب الموارد). || پوستها و شاخهای پراکنده از درخت که آن را ببرند. (منتهی الارب). پوستها و شاخهای متفرق و باقیماندهٔ شاخهای درخت. (از اقرب الموارد). ج، أشذاب.
[ شَ ] (ع ص، اِ) رگهای آشکار. (از اقرب الموارد). ظاهر عروق و رگها. (از منتهی الارب): رجل شذب العروق؛ مردی که رگهای آن ظاهر و نمایان باشد. (ناظم الاطباء).
[ شَ ] (ع مص) بازکردن پوست درخت را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || خشاوه کردن درخت را. (از منتهی الارب). || دفع کردن و راندن از کسی. || بریدن شی ء را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «شذب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ذب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید