معنی شذ
3 بازدید
[ شَ ذذ ] (ع اِ) مگس سگ یا آن شذا است کعصا. (منتهی الارب). مگس سگ. (ناظم الاطباء).[ شَ ذذ ] (ع مص) شذوذ. تنها شدن. (از منتهی الارب). (ناظم الاطباء). || نادر شدن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || غریب شدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || پراکنده و یک یک گردیدن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مخالف قیاس بودن. مخالف اصول بودن. (از اقرب الموارد). رجوع به شذ و ندر شود.
کلمات همقافیه با «شذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شذ» برای سرودن شعر