معنی شد و آمد
7 بازدید
[ شُ دُ مَ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) شدآمد. آمد و شد. رفت و آمد. تردد: چنان فروگرفت قلعه را که آفریده شد و آمد نتوانست کرد. (تاریخ طبرستان). مسالک و مهالک امن گشاده داریم تا تجار فارغ و ایمن شد و آمدی مینمایند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «شد و آمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر