معنی شدة
7 بازدید
[ شَ دْ دَ ] (ع مص) یکبار حمله کردن. (منتهی الارب). حمله کردن در جنگ. (از اقرب الموارد). || (اِ) تشدید « ّ ». (یادداشت مؤلف).[ شِ دْ دَ ] (ع اِمص) سختی. اسم است اشتداد را. (منتهی الارب). اسم از اشتداد، نقیض لین. (از اقرب الموارد). خلاف رخاء. (از اقرب الموارد). این کلمه در املای فارسی با تای کشیده تحریر شود یعنی شدت. || مکاره دهر. (از اقرب الموارد). سختی روزگار. اُلقِیَّة. رَبَذَة. سَوط. شَزر. عِزَّة. مِراس. مِراسَه. مِشفَر. شدت. (منتهی الارب): تبارک من لایتهم قضایاه فی الشدة و الرخاء. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۹).
کلمات همقافیه با «شدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر