معنی شدآمدن
7 بازدید
[ شُ مَ دَ ] (مص مرکب) رفتن و بازگشتن. - شدآمدن سخن؛ تفصیل و شرح و بسط آن : دهلیز فسانه چون بود تنگ گردد سخن از شدآمدن لنگ.نظامی.
کلمات همقافیه با «شدآمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر