معنی شخم زدن
7 بازدید
[ شُ زَ دَ ] (مص مرکب) شدیاریدن. شیاریدن. شیار کردن زمین برای پاشیدن بزر. (یادداشت مؤلف). کندن زمین برای تخم ریزی. (فرهنگ نظام). و رجوع به شخم و شخم کردن شود.
کلمات همقافیه با «شخم زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر