معنی شخز
7 بازدید
[ شَ ] (ع مص) بی آرامی و بی آرام کردن. (منتهی الارب). مضطرب شدن. (از اقرب الموارد). || در مشقت و رنج انداختن. (منتهی الارب). || دشوار شدن امر بر کسی. (از اقرب الموارد). || کسی را به نیزه زدن. || کور کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || برآغالانیدن قوم را بر فساد و نزاع. (منتهی الارب). تحریک کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شخز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خز» برای سرودن شعر