معنی شخت
6 بازدید
[ شَ / شَ خَ ] (ع ص) باریک از هر چیزی و نحیف نه از لاغری. ج، شخات. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || غبار ساطع. || هیزم باریک. ج، شَخات. (از اقرب الموارد). || در مثل است: زید شخت الخلق؛ اخلاق زید پست است. زید شخت العطاء؛ زید کم دهش است. (از اقرب الموارد).[ شَ ] (اِ) توبال الذهب است. (فهرست مخزن الادویه). || مرداسنگ. (ناظم الاطباء).[ شَ خَ ] (ع اِ) رجوع به شَخت، شود.
کلمات همقافیه با «شخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر