معنی شخال
6 بازدید
[ شَ ] (اِمص، اِ) شخا باشد که خراش و خلیدن است. (برهان). خراش و ریش. (فرهنگ سروری) (از رشیدی). || فروریختن چیزی است به جایی. (برهان).[ شِ ] (اِخ) دهی از دهستان گورک سردشت بخش سردشت شهرستان مهاباد. دارای ۱۲۹ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، توتون و حبوبات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «شخال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر