معنی شخادان
7 بازدید
[ شَ ] (نف) مجروح کننده. || به ناخن کننده. (برهان) (سروری) (انجمن آرا). اما می نماید که مصحف شخاوان باشد صفت بیان حالت از شخودن : بر چشمه شیری شخادان زمین دمان بر دم گوری اندر کمین.اسدی.
کلمات همقافیه با «شخادان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر