معنی شحوة
6 بازدید
[ شَ وَ ] (ع اِ) اسم مرة. (از اقرب الموارد). || گام، یقال: فرس بعیدالشحوة؛ ای الخطوة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || به مجاز گویند: رجل بعید الشحوة؛ آنکه مقاصد او دور است. (از اساس البلاغة).[ شَ وَ ] (اِخ) (کثیب ابی شحوة) در مکه و آن تل ریگی است مشرف به بطن ناخج میان منی و سرف و فاصلهٔ آن تا مکه پنج میل است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «شحوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر