معنی شحط

معنی شحط

8 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) چوبکی که نزدیک درخت رز نهند تا زمین نگاه دارد آن را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). چوبکی که پهلوی درخت انگور نهند تا بدان بر وادیج خود برآید. || مانع. سد. ج، شحوط. (از دزی ج ۱ ص ۷۳۲). || خط. سطر (نوشته شده). (از دزی ج ۱ ص ۷۳۲). شحطة.
[ شَ حَ ] (ع مص) دور شدن. (منتهی الارب). || تنک کردن مزاج شراب را. (از منتهی الارب). || ذبح کردن شتر. (از منتهی الارب). || سبقت نمودن از کسی و دور شدن از آن. (از منتهی الارب). || چوبی را در پهلوی بیخ رز نهادن تا بدان بر وادیج خود برآید. (منتهی الارب). || پر کردن اناء. (از منتهی الارب). || دور شدن از حق و درگذشتن از مرتبهٔ خود. (از منتهی الارب). || رسیدن شتر به نهایت قیمت خود. (منتهی الارب). تجاوز کردن بهای شتر از حق و مرتبه. (از اقرب الموارد). || ریخ زدن. || بانگ کردن مرغ. || نیش زدن عقرب. || بسیار کردن آب شیر را. || بریدن امید. شَحط. شحوط. مشحط. (منتهی الارب). || سرنگون کردن. || مکیدن مایه ای بوسیلهٔ لوله. || کشیدن. بدنبال خود کشیدن بر روی زمین. (از دزی ج ۱ ص ۷۳۲).
[ شَ ] (ع مص) شحوط. سرگین افکندن مرغ. (منتهی الارب). || طپیدن کشته در خون. (منتهی الارب). رجوع به شَحَط شود.
[ شَ ] (اِخ) زمینی است مر طی را. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «شحط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید