معنی شحجان
7 بازدید
[ شَ حَ ] (ع اِ) بانگ استر و زاغ و شترمرغ. (منتهی الارب).[ شَ حَ ] (ع مص) شحاج. بانگ کردن استر و زاغ. || کلان سال شدن زاغ. || ضخم شدن بانگ زاغ. (از اقرب الموارد). رجوع به شحاج شود.
کلمات همقافیه با «شحجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر