معنی شجون
10 بازدید
[ شُ ] (ع اِ) جِ شَجن، شَجِن. (منتهی الارب). فنون. (مهذب الاسماء). گویند: فلان ذوشجون؛ ای ذوفنون. (مهذب الاسماء). الحدیث ذوشجون؛ یعنی انواع فنون و اغراض دارد و پیچ درپیچ است یا شاخها و شعبه ها دارد و بعض آن در بعض درآمده. (منتهی الارب): این نخواندی کالکلام ای مستهام فی شجون جره جر الکلام.مولوی. - امر شجون؛ امر عظیم : چون پیاپی گشت آن امر شجون نیل می آمد سراسر جمله خون. مولوی. رجوع به شجن شود.[ شُ ] (ع مص) لازم و متعدی است. اندوهگین کردن. || اندوهگین شدن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شجون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر