معنی شجوب

معنی واژه شجوب

6 بازدید
[ شُ ] (ع مص) هلاک گردیدن. (منتهی الارب). اندوهگین شدن و رسیدن بوی تباهی همچون بیماری یا قتال. (از اقرب الموارد). شَجَب. (منتهی الارب). رجوع به مصدر مذکور شود. || اندوهگین ساختن. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || گونهٔ روی بگردیدن. (تاج المصادر بیهقی). || بازداشتن. (از منتهی الارب). مشغول ساختن. (از اقرب الموارد). || کشیدن کسی یا چیزی را. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || شجب الظبی شجوباً؛ تیر انداختن بسوی آهو که خسته گردد و رفتن نتواند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بستن در شیشه را بر سربند. (از اقرب الموارد).
[ شَ ] (ع ص) امرأة شجوب؛ زن اندوهگین. (منتهی الارب). زن اندوهگینی که دلش در بند آن اندوه باشد. (از اقرب الموارد).
[ شُ ] (ع اِ) جِ شَجب. (منتهی الارب). رجوع به شجب شود. || جِ شَجَب. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به شجب شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید