معنی شجانیده
5 بازدید
[ شَ دَ / دِ ] (ن مف) اسم مفعول از مصدر شجانیدن. کسی و چیزی را گویند که بسبب سرمای سخت از جای خود و از حال خود گشته باشد. (برهان).
کلمات همقافیه با «شجانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر