معنی شجاعآباد
6 بازدید
[ شُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان. دارای ۲۹۰ تن سکنه، آب آن از قنات و محصول آن غلات، تنباکو و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ شُ ] (اِخ) نام محلی کنار جادهٔ نطنز و نایین میان نطنز و بیلاگرد. در ۳۴۰۱۰۰ گزی تهران. (یادداشت مؤلف).[ شُ ] (اِخ) دهی از دهستان کلیبر شهرستان اهر. دارای ۶۷ تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و جنگل است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ شُ ] (اِخ) دهی از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج. دارای ۸۶ تن سکنه، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ شُ ] (اِخ) دهی از بخش شهداد شهرستان کرمان. دارای ۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن خرما، غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ شُ ] (اِخ) دهکدهٔ کوچکی است از بخش شهداد شهرستان کرمان که دارای ۱۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «شجاعآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر