معنی شثن
6 بازدید
[ شَ ] (ع ص) غلیظ،گویند: شثن الاصابع؛ درشت انگشتان. (منتهی الارب). به معنی شثل با لام است و هم چنین گویند عضوشثن، یعنی عضوی ستبر. (از اقرب الموارد).[ شَ ] (ع مص) درشت شدن دست کسی و شوخ بستن آن. (منتهی الارب). خشن و ستبر شدن. (از اقرب الموارد). || درشت شدن لبهای شتر از خوردن خار. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شثن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثن» برای سرودن شعر