معنی شثر
6 بازدید
[ شَ ثَ ] (ع مص) دفزک. ستبر گردیدن چشم از ریم. (منتهی الارب). غلیظ شدن چشم کسی از چرک. (شرح قاموس). درآمدن دانه های سرخ بر روی پلک چشم. (از متن اللغة).[ شِ ] (ع اِ) کرانهٔ کوه. ج، شُثور. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر