معنی شتل
10 بازدید
[ شَ تَ ] (اِ) مخفف شتلی. آن قسمت از زری که از قمار برده باشند و به حاضران مجلس دهند. (از برهان). آنچه حریف برده از برد خود به حضار مجلس قمار دهد. در فرهنگ اظفری این لغت ترکی ضبط شده است. (فرهنگ نظام). دستخوش. دست لاف : تلاش کام ندارم برای خویش سلیم که مدعای من از نقش دادن شتل است. سلیم . - امثال: از بدقمار هر چه ستانی شتل بود. || کانیات (در تداول عامه کانیوت). کاسه کوزه. پولی که در هنگام قمار در قمارخانه برندهٔ بازی باید به صاحب خانه و اداره کنندهٔ قمار بپردازد و گیرندهٔ شتل مسؤول تنظیم برد و باخت بازی کنندگان است و اگر فرضاً قماربازی پولی باخت و نداد، یا نداشت که بدهد، برنده به گیرندهٔ شتل مراجعه میکند و پول خود را از او دریافت میدارد و او خود داند با بدهکار و بازنده و چنانکه گفته شد این پول را «کانیات» به تقدیم نون بر یاء و «کاسه کوزه» نیز میگویند و گیرندهٔ شتل «کاسه کوزه دار» خوانده میشود که برای آسانی تلفظ کلمهٔ «دار» را نیز حذف مینمایند. (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده).[ شَ ] (ع اِ) نام گیاهی است که نهال آن را مانند یک درخت از جایی به جایی دیگر برند. نهال جوان. (از دزی ج ۱ ص ۷۲۷). رجوع به شتلة شود.
کلمات همقافیه با «شتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر